چه کسی می گوید من و تو ما نشویم؟؟!!؟؟!!؟
نشسته ام و نظاره می کنم "ما" شدنمان را....نه من...نه تو......فقط ما
السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها سلام من هیچی نمیگم آخه این روز ها حرفی برای گفتن ندارم زمین و آسمون داره غم میباره می بینی دلت چقدر سنگینه؟ می دونی چاره اش چیه؟ دو قطره اشک نه سیر دل بشینی و اشک بریزی نه کافی نیست باید مُرد باید جون داد اگه دلتون مثل من پر از غمه دوست داشتین ادامه مطلب رو بخونین اصراری نیست . . . یا فاطمه الزهرا مادر دو بخش دارد و "ما" هرچه می کشیم از بخش دوم است. این الفاطمیون؟ ادامه ی این پست با شماست دردو دل هاتون رو با بانو فاطمه زهرا سلام الله علیها بنویسید هرآنچه از دل برآید بر دل نشیند دخترانه با مادر درد دل کنید. سلام به دوستان همیشه بهارم سال نو مبارک امیدوارم امسال پربار ترین سال عمرتون رو پشت سر بذارین و امسال سال ظهور آقامون و ولی نعمتمون باشه من یه عذر خواهی به همه بدهکارم بخاطر این همه وقفه در بروز کردن وبم ایام تعطیلات کم پیدا میشه من وقت داشته باشم نت بیام در هر صورت اومدم با کوله باری از خاطره ها.... من هستم سلام دوستان آخرین مطلب من توی سال ۹۰ این شعر حافط رو که براتون گذاشتم مسلما ده ها بار خوندید و شنیدید اما دوست دارم یکبار دیگه با توجه بیشتر تک تک کلماتش رو هضم کنید تک تک کلمات کلمات رو مز مزه کنید ببینید اینبار که با دقت می خونید به چی می رسید؟ بهم بگید ممنون از همراهیتون توی سال نود به امید عید واقعی ما شیعه ها اللهم عجل لولیک الفرج دعا یادتون نره من هم عازم مناطق- راهیان نور هستم دعاگوتون هستم باز هم تشکر بخاطر حوصله تون اینم شعر: ساقیا آمدن عید مبارک بادت وان مواعید که کردی مرود از یادت در شگفتم که در این مدت ایام فراق برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت برسان بندگی دختر رز گو به درآی که دم و همت ما کرد ز بند آزادت شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت چشم بد دور کز آن تفرقهات بازآورد طالع نامور و دولت مادرزادت حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت بعدا نوشت:۸/۱/۹۱ من هنوز مسافرتم و اندک زمانی که می تونم به اینترنت دسترسی داشته باشم کمه و فقط در حد تایید نظرها ان شاء الله برگشتم جبران می کنم تشکر بخاطر صبرتون یک روز غروب توی سنگر نشسته بودیم و چایی می خوردیم و صحبت و شوخی می کردیم. بحث داغ شده بود که زنبوری آمد داخل سنگر و شروع کرد به چرخ زدن. هر کار می کردیم بیرون نمی رفت.از بس سماجت به خرج داد ، برای بیرون کردنش کم کم همه بلند شدند. طوری شد که گفتیم: ببینیم چه کسی زودتر آن را خارج می کنه . بعد از اینکه زنبور از سنگر خارج شد ، به بیرون کردنش اکتفا نکردیم و برای این که او را از حوالی سنگر دور کنیم ، چند قدم از سنگر فاصله گرفتیم. همزمان با بیرون آمدن ما خمپاره ای به سنگر اصابت کرد و آن را کاملاً ویران کرد. زمان شاه بود داشتیم با هم تو خیابون قدم می زدیم یه خانم بی حجاب داشت جلومون راه می رفت فاطمه رفت جلو و بدون مقدمه ازش پرسید: ببخشید خانم! اسم شما چیه؟ خانم با تعجب گفت: زهرا ، چطور مگه؟ فاطمه خندید و گفت: هر دومون هم اسم حضرت زهرائیم بعد پرسید: می دونی چرا روی ماشین ها چادر می کشن؟ خانم که هاج و واج مونده بود ، گفت: لابد چون صاحباشون می خوان سرما و گرما و گرد و غبار و اینجور چیزا به ماشینشون آسیب نزنه فاطمه گفت: آفرین! من و تو هم بنده های خدا هستیم ، و خدا به خاطر علاقه ش به ما ، یه پوششی بهمون داده تا با اون از نگاه های نکبت بار بعضیا حفظ بشیم و آسیبی نبینیم ... بعدها که دوباره اون خانم رو دیدم ، محجبه شده بود خاطره ای از شهیده فاطمه جعفریان منبع: کتاب کفش های به جا مانده در ساحل ، صفحه ۱۷ در ادامه مطلب چند تا عکس گذاشتم حتما ببینید قشنگه واقعا من که لذت بردم آآآآآآآآآآآآآآی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی فکه دلم برای آسمان بی ابرت دلت برای یک مشت رمل برای قدم زدن روی رمل های سوزانت تنگ شده یک لحظه برای با تو بودن مرا بس است مرا بپذیر!!! گفت:اسکله چه خبر ؟؟؟ گفتم:منتظر شماست بری شهید شی !!! خندید و رفت ، وقتی جنازشو آوردن گریه ام گرفت. گفتم:من شوخی کردم ، تو چرا شهید شدی ... نزدیک عملیات بود. تازه دختردار شده بود. یک روز دیدم سر پاکت از جیبش زده بیرون. گفتم: چیه؟ گفت:عکس دخترمه گفتم:بده ببینم. گفت:خودم هنوز ندیدمش. گفتم:چرا؟ گفت:الان موقع عملیاته ، می ترسم مهر پدر و فرزندی کار دستم بده ، باشه بعد. یک کارت برای امام رضا علیه السلام نوشته بود که فرستاد مشهد . یک کارت هم برای امام زمان علیه السلام نوشته بود که انداخت تو مسجد جمکران. یک کارت هم برای حضرت زهراو حضرت معصومه سلام الله علیهما که برد قم. کارت دعوت حضرت زهرا و حضرت معصومه سلام الله علیها رو خودش برد قم و انداخت توی ضریح.درست قبل از عروسیش حضرت زهرا سلام الله علیها اومده بود به خوابش و گفته بود: " چرا دعوت شما رو رد کنیم؟ چرا به عروسی شما نیاییم؟ کی بهتر از شما؟ ببین! همه آمده ایم شما عزیز ما هستی " همیشه یه بطری آب همراش بود اما هیچ وقت ندیدم توی شلمچه در حین کار آب بخوره رفتیم برای تفحص شهدا یه خاکریز بود که جلوش سیم خاردار کشیده بودند دو شهید رو دیدم که به سیم خاردار جوش خورده بودند پشت سر آنها هم چهارده شهید دیگر افتاده بود مجید بعضی از آنها را به اسم می شناخت مخصوصا آنهایی که روی سیم خاردار خوابیده بودند جمجمۀ شهدا هم با کمی فاصله روی زمین افتاده بود مجید بطری آب را برداشت روی دندان های جمجمه می ریخت و گریه می کرد می گفت: بچه ها! ببخشید اون شب بهتون آب ندادم به خدا آب نداشتم تازه! زحمی بودین و آب براتون ضرر داشت!... مجید روضه خوان شده بود و ... تازه اون موقع بهمون گفت که چرا آب نمی خوره میگفت هر وقت میخام اب بخورم یاد صحنه ی تشنگی اینا می افتم دیگه نمی تونم آب بخورم راوی : محمد احمدیان از اعضای گروه تفحص شهدا دوستان عزیز ! در نظر سنجی وبلاگ هم شرکت کنید پست با شهدا تا کجا؟ راحتما مطالعه کنید سلام بسی جای تأسف داره امروز توی اتوبوس نشسته بودم یکی از دختر ها تلفن همراهش زنگ خورد از جواب دادنش معلوم شد که مخاطبش پسره......و قبلا با اون صحبت ها داشته..... حرف هایی مثل همیشه که دختر و پسر ها موقعی که می خوان همدیگرو بپیچونن می زنن مطمئنم که دیگه همه حفظن.... "من تو رو نمی تونم خوشبخت کنم" "من و تو تفاهم نداریم" "حرفای همو نمی فهمیم" "ما با هم خیلی فرق داریم" "اصلا فرهنگمون بهم نمی خوره "و....... دید که اینا کارساز نیست و پسره گوشاش پره از این حرفا....فکر کرد یه حرف بهتر بزنه که پسره دست از سرش برداره..... گفت: " راستیتش....قراره من با یکی دیگه ازدواج کنم....." خبر نداشت که این جمله هم مثل بقیه ی جمله هاش بی اثر بود....و .....تکراری جالب بود برام همون موقع داشتم کتاب نیمه ی پنهان ماه مال شهید مهدی باکری به روایت همسرش.....رو می خوندم و ........ مغزم سوت می کشید از تفاوت های زندگی ها.... صفیه (همسر شهید مهدی باکری) می دانست مهدی برایش نمی ماند.این را از همان روز اول که او را دید و حرف زدند ، فهمید و در زندگی باور کرد، همان چهارسال . اما چرا باز وقتی خبرش را شنید جا خورد؟ خودش هم نمی داند. شاید چون مهدی آن قدر به او نزدیک شد که صفیه این فکر را از خودش دور کرد، فراموش کرد. مهدی از خودش هیچ نشانی هم نگذاشت....هیچ نشان مادی که صفیه به آن دل خوش کند، .... می تونید دانلود کتاب صوتی نیمه ی پنهان ماه بخش زندگی شهید مهدی باکری که دو بخشه رو بگیرید و گوش بدین. فکه غروب شلمچه وباز هم غروب شلمچه وباز غروب شلمچه طلاییه عجب طلاییه سلام دوستان به علت نزدیک شدن به اردوهای راهیان نور در سراسر ایران و حال و هوای اردوهای راهیان نور میزنیم تو خط شهدا؟ نظرتون چیه؟ چی میشه که یه آدم به این نتیجه میرسه؟ اگه مایلید شما هم از شهدا برامون بنویسید از اولین خاطره ای که از با شهدا بودن دارین از شهدایی شدن از بوی شهادت گرفتن از هرچیزی که یه جورایی با شهدا مربوطه بگین تا ما هم لذت ببریم ممنون یک نظر سنجی درباره ی وبلاگ
از توجه و همکاری شما پیشاپیش تشکر می کنم.... منتظر نظراتتان هستم موفق باشید پیش از اینها فکر میکردم خدا خانه ای دارد کنار ابر ها مثل قصر پادشاه قصه ها خشتی از الماس خشتی از طلا پایه های برجش از عاج و بلور بر سر تختی نشسته با غرور ماه برق کوچکی از از تاج او هر ستاره پولکی از تاج او اطلس پیراهن او آسمان نقش روی دامن او کهکشان رعد و برق شب طنین خنده اش سیل و طوفان نعره ی توفنده اش دکمه ی پیراهن او آفتاب برق تیر و خنجر او ماهتاب هیچ کس از جای او آگاه نیست هیچ کس را در حضورش راه نیست پیش از اینها خاطرم دلگیر بود از خدا در ذهنم این تصویربود آن خدا بی رحم بود و خشمگین خانه اش در آسمان دور از زمین بود ،اما میان ما نبود مهربان و ساده و زیبا نبود در دل او دوستی جایی نداشت مهربانی هیچ معنایی نداشت هر چه میپرسیدم از خود از خدا از زمین از اسمان از ابر ها زود می گفتند این کار خداست پرس و جو از کار او کاری خطاست هر چه می پرسی جوابش آتش است آب اگر خوردی جوابش آتش است تا ببندی چشم کورت می کند تا شدی نزدیک دورت میکند کج گشودی دست ،سنگت می کند کج نهادی پا ی لنگت می کند تا خطا کردی عذابت می دهد در میان آتش آبت می کند با همین قصه دلم مشغول بود خوابهایم خواب دیو و غول بود خواب می دیدم که غرق آتشم در دهان شعله های سرکشم در دهان اژدهایی خشمگین بر سرم باران گرز آتشین محو می شد نعره هایم بی صدا در طنین خنده ی خشم خدا … نیت من در نماز ودر دعا ترس بود و وحشت از خشم خدا هر چه می کردم همه از ترس بود مثل از بر کردن یک درس بود … مثل تمرین حساب و هندسه مثل تنبیه مدیر مدرسه تلخ مثل خنده ای بی حوصله سخت مثل حل صد ها مسئله مثل تکلیف ریاضی سخت بود مثل صرف فعل ماضی سخت بود تا که یک شب دست در دست پدر راه افتادیم به قصد یک سفر در میان راه در یک روستا خانه ای دیدیم خوب و آشنا زود پرسیدم پدر اینجا کجاست گفت اینجا خانه ی خوب خداست گفت اینجا می شود یک لحظه ماند گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند با وضویی دست ورویی تازه کرد گفتمش پس آن خدای خشمگین خانه اش اینجاست ؟اینجا در زمین؟ گفت :آری خانه ی او بی ریاست فرشهایش از گلیم و بوریاست مهربان و ساده و بی کینه است مثل نوری در دل آیینه است عادت او نیست خشم و دشمنی نام او نور و نشانش روشنی خشم نامی از نشانی های اوست حالتی از مهربانی های اوست قهر او از آشتی شیرینتر است مثل قهر مهربان مادر است دوستی را دوست معنی می دهد قهر هم با دوست معنی می دهد هیچ کس با دشمن خود قهر نیست قهری او هم نشان دوستی ست تازه فهمیدم خدایم این خداست این خدای مهربان و آشناست دوستی از من به من نزدیکتر از رگ گردن به من نزدیکتر آن خدای پیش از این را باد برد نام او راهم دلم از یاد برد آن خدا مثل خیال و خواب بود چون حبابی نقش روی آب بود می توانم بعد از این با این خدا دوست باشم دوست ،پاک و بی ریا می توان با این خدا پرواز کرد سفره ی دل را برایش باز کرد می توان در بارهی گل حرف زد صاف و ساده مثل بلبل حرف زد چکه چکه مثل باران راز گفت با دو قطره صد هزاران راز گفت می توان با او صمیمی حرف زد مثل یاران قدیمی حرف زد می توان تصنیفی از پرواز خواند با الفبای سکوت آواز خواند می توان مثل علف ها حرف زد با زبانی بی الفبا حرف زد می توان در باره ی هر چیز گفت می توان شعری خیال انگیز گفت مثل این شعر روان و آشنا تازه فهمیدم خدایم این خداست این خدای مهربان و آشناست دوستی از من به من نزدیک تر از رگ گردن به من نزدیک تر شما اگه خوب به تفاسیر دقت کنید میبینید خیلی جاها خیلی آیه ها به اشتباه تفسیر شدن حتی خیلی ها در معنی آیه هم تصرف میکنند و به اشتباه معنی یی رو مینویسند چه برسد به تفسیر!
من: سلام تحلیل و بررسی در متن تفاسیر نیاز به علمی بالاتر از مفسر داره و من شخصا از این علم برخوردار نیستم پس نظری دراین باره نمی تونم بدم و شما هم با این اطمینانی که ایراد از تفاسیر می گیرین حتما در علم صرف و نحو وحدیث شناسی و علم رجال و فقه و اصول و بقیه ی علومی که برای تفسبر نیازه سری تو سرها دارین..... به همین راحتی نمیشه به علم کسی که سال هاست درس خونده و به نتایج بالایی رسیده ایراد گرفت... من از خودم حرفی رو نزدم ... و بیشتر رجوع من به تفاسیر.....تفسیر نور (حاج آقا محسن قرائتی) که هم نثر روانی داره و هم به وضوح مباحث رو توضیح دادند هست حالا این دو لینک پایین از همین تفسیر براتون گذاشت ممنون از حضور و پیگیری تون شهین: سلام
من: علیک سلام اول از همه تشکر بخاطر اینکه انتقادتون همراه با آدرس تونه! اینجا هر کسی میاد انتقاد می کنه نمی دونم چرا فرار می کنه و نمیاد جواب نقدش رو بگیره به نظر من انتقاد یه عاملی برای پیشرفته و مصداق روایت : مومنین آیینه ی یکدیگرند هست! باز هم تشکر واما درباره ی مطالبی که در این وبلاگ نوشته می شه باید بگم که یه طلبه اگر وظیفه ش رو خوب بدونه باید حرفی رو از خودش نزنه و من تا جایی که تونستم براساس آیات و روایات و نظر بزرگان دین نوشتم و در آخر برای برخی از موضوعات مطالبی رو در حد فکر خود برای تفهیم بیشتر به زبان عامیانه و ملموس نوشتم تا مخاطبم احساس دوری نکنه!!! نمی دونم شما تا چه حد از تفسیر قرآن اطلاع دارین؟ من اکثر توضیحات آیات رو با توجه به تفاسیر می نویسم و روایات ائمه علیهم السلام هم از این تفاسیر است. درسته در این آیات که اورده شده دقیقا لفظ موسیقی و غنا آورده نشده ولی در روایاتی که در ضمن آیه اومده حاکی از اینه که منظور همین موسیقی است.... این مطلبتون که گفتید:" معصومین علیهم السلام هم در تفسیر آیات گفتند:موسیقی و آواز در صورتی حرام است که تهییج کننده شهوات جنسی بوده یا طرب انگیز باشد و موجب سبکی و بی حرمتی انسان بشه" من نیز در پست ...ناگفته هایی که دیر گفتم.... در معنای موسیقی طرب انگیز و لهوی هم همین مضمون رو بیان کردم و در همین پست به این نکته هم اشاره کردم که منظور من از موسیقی که در متن ها به آن اشاره کردم همین موسیقی حرام است نه همه ی نوع موسیقی در رابطه با موسیقی های طبیعی و غیر طبیعی هم در پست "چه جالب...گوش ما هم غذا می خوره؟ بیان شده که : محققان غربی تحقیق کردند که موسیقی هایی که موافق با ریتم سینوسی طبیعت نیستند یعنی همین موسیقی هایی که الان بسیار شایع است..باعث تخریب سلول های مغزی و کورتکس مغز شده و مواد سیناپسی رو به سمت بیماری تغییر می ده و کسایی که بصورت مکرر به شنیدن اینگونه موسیقی ها می پردازن...آروم آروم قدرت تمرکز ،حافظه ،تیز هوشی خود رو از دست می دهندو همونطور که قبلا درباره ش گفتیم(برای مطالعه ی ضرر های موسیقی به پست "حالا ببینیم این موسیقی با ما چه می کنه؟؟؟؟؟ رجوع کنید") پس این مطلب حاکی از اینه که موسیقیای طبیعی که همین ریتم ضریان قلب مادر هم جزء این قسم هست را رد نکردیم و همینطور دانشمندان به این نتیجه رسیدند که ریتم سینوسی تلاوت قرآن هم با ریتم سینوسی سلول های مغز ما همخونی داره ....پس ما هم این نوع موسیقیایی که طبیعی هستند رو رد نکردیم مطالب این وبلاگ چون بصورت سلسله مراتبی جلو رفته ...از آخر به اول اومدن در مطالعه ی این وب دچار مشکل می شه و باز ممنون از توجهتون اگر هنوز هم سوالی هست بنده هستم در سایه سار امن ایمان پاینده باشید و جاودان چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟ سخنرانی استاد رائفی پور درباره موسیقی حتما گوش بدین یک بار گوش دادن به جایی برنمی خوره .... ممنون سلام دوستان درباره موسیقی اگه هنوز قانع نشدین و سوال دارین من در یاهو منتظرتون می مونم و مشتاقم تا سوالاتتون رو بشنوم به درخواست یکی از دوستان زمینه ی وبلاگم هم همین دعای زیباست لذت ببرید که من واقعا لذت می برم وقتی تو نیستی باشد برای روز مبادا! اعمال ما توی دو تا کفه ی ترازو سنجیده میشه یه کفه اعمال خوب یه کفه اعمال بد مابین نداریم هرکاری انجام میدیم باید توی یکی ازین دو کفه قرار بگیره حالا به کارهامون نگاه کنیم توی کدوم کفه قرار می گیره خب اینو می دونیم که گناه لذت داره.... درست؟ و هرکی بگه گناه لذت نداره ..... نچشیده که می گه ....آخه اگه گناه لذت نداشت که کسی سراغش نمی رفت.....و شیطان بیکار می شد حالا پشت این لذت کیه؟ شیطان درست؟ حالا یه لذت دیگه هم هست لذت رضایت خدا پشت این لذت کیه؟ خود خدا درست؟ حالا دو تا روایت می گم خودتون مقایسه کنید اون دنیا وقتی خدا داره اعمال مارو بررسی می کنه به اعمال بدمون میرسه و ازمون سوال می کنه؟ چرا این اعمال رو انجام دادی؟ ماهم سریع جواب میدیم که : "شیطون گولم زد" اینجاست که شیطون که تا الان فکر می کردیم پشتیبان خوبیه برامون جا خالی می کنه و میگه : نه خدا!!! من کاره ای نیستم.....من فقط بهش یه پیشنهاد دادم ....می خواست قبول نکنه.... اینم از شیطان که پشتمون رو خالی می کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا یه روایت دیگه خداوند در یک حدیث قدسی به حضرت داوود علیه السلام می فرمایند: یا داوود!! اگر بنده های گنه کار من حتی اون هایی که دشمنی منو می کنند و بر ضد دین من عمل می کنند می دونستند که من چقدر مشتاقم که برگردند.... از شدت این اشتیاق جان می باختند. دشمن های خدا کی هستن؟ اسرائیل ، امریکا ، اوباما ، بوش ..... خدا مشتاقه که اونا هم برگردند و ما...... خودتون قضاوت کنید..... دو نفر از دوستان درباره رقص پرسیدند : *یه سوال بعضیا میگن رقصیدنم تو اسلام حرامه؟چرا باید خدا از چیزی که باعث شادی ادم میشه بدش بیاد؟همونطور که میگن تو عروسی حضرت زهرام اواز می خوندن و اینا ولی خوب نمیدونم چقد راسته یا دروغ؟؟؟خوب تو عروسی شادی میکنن دیگه؟ *سلام دوست عزیز
علیکم السلام اول از هر کلام دیگه ای که باید گفت حدیثی میگم که برای خودم خیلی عجیب ودرعین حال قشنگ بود: پیامبر صلی الله علیه واله : حضرت يحيي عليه السلام از شیطان پرسيد: اين زنگ چيست که به دست گرفته اي؟ شيطان گفت: يا نبي الله! اين معدن شادي و مرکز صداي انواع آلات موسيقي چون: بربط، طنبور، مزمار، طبل، دايره و خوانندگي است. سپس افزود: عده اي از مردم در مجلس گناه جمع مي شوند و بعضي از آلات موسيقي را که همراه دارند مينوازند، ولي آنطور که بايد لذت نميبرند و شاد نميشوند، من پس از مشاهده اين حالت، اين زنگ را به حرکت در مي آورم که صدايش با صداي موسيقي آنها مخلوط مي گردد، در اين هنگام لذت و شادي آنها به اوج مي رسد، به گونه اي که بعضي از آنان با حالت رقص، با انگشتانش «بشکن» ميزنند، بعضي با دستانش کف ميزنند و برخي سر تکان مي دهند و اين برنامه را ادامه مي دهم تا همه آنها را به هلاکت معنوي گرفتار ميکنم. (بحارالانوار، ج60، ص228) نظر مراجع تقلید خود را درباره رقص بدانید!! با توجه به سوالات و نکته هایی که دوستان به من تذکر دادند لازم دونستم که این مبحث رو که باید خیلی زودتر ازین ها می گفتم رو بگم..... اول از همه باید درباره ی اقسام موسیقی براتون می گفتم و توضیحاتی می دادم که جامونده بود منو ببخشید اما ::: اقسام موسیقی: (وقتی توی کلاسها این عنوان رو پای تخته می نوشتم سریع بچه ها می گفتند.....پاپ – کلاسیک –سنتی – و.... اما باید بگم که اینها سبک موسیقیه و ما موسیقی رو از لحاظ فقهی و احکام دسته بندی می کنیم ) پس اقسام موسیقی براساس احکام سه نوع می باشد (اصطلاحاتی که می گم فقهی است و عربی و سعی می کنم به زبان ساده براتون معناش کنم) قسم اول : مطرب و لهوی قسم دوم : مشکوک قسم سوم : غیر مطرب و غیر لهوی قسم اول بطور مطلق حرام است قسم2و3 : اشکال ندارد بنابر فتوای اکثر علما واما مراجع بزرگوار آیت الله بهجت رحمة الله علیه و آیت الله صافی مد ظله العالی همه ی نوع موسیقی را حرام اعلام کردند. حال به تعریف این اقسام میپردازیم... مطرب : خفت و سبکی و سستی که بخاطر غم یا شادی زیاد در انسان بوسیله ی موسیقی ایجاد می شود. طرب حالتی است که در اثر احساسات شدید به انسان دست می دهد و موجب بروز حرکات و رفتار خاصّی در او می شود که در حالت معمولی از آن پرهیز می کند؛ یعنی آن رفتارها را برای خود سزاوار نمی داند و آنها را برخلاف شأن و وقار خود می داند؛ خواه در اثر غم و غصّه و مصیبت باشد و خواه در اثر شادی و شعف. به عنوان مثال کسی که عزیز او مرده است، گریه می کند، آب چشم و بینی اش سیلان پیدا می کند، از ته دل با صدای بلند ناله می کند ... در حالی که همین شخص در اوقات دیگر، این قبیل حرکات را ناپسند و ضدّ وقار خود می داند. هم چنین کسی که تحت تاثیر موسیقی یا غناء قرار گرفته باشد، حرکات سبک از او صادر می شود که در اوقات دیگر از آن پرهیز می کند و آن حرکات را ناپسند و خلاف شأن و شخصیت خود می داند. این یکی از زیبایی های دین خداست که خداوند نمی خوان بنده هاش به خفت و خواری کشیده بشن....واینکه انقدر تغییر حالت توشون ایجاد بشه که از خود بیخود بشن و یا انقدر غم بهشون القا بشه که به گریه بیفتن..... آنچه بزرگان درباره مطرب گفته اند، این است كه؛ «حالت غیرعادی از نظر وجد و نشاط به وجود آورد.» آیت الله فاضل لنكرانی(ره) می نویسد: «مقصود از طرب، تحول غیر اختیاری است (كه) در مستمع پیدا می شود.» لهو یعنی بازی، آنچه مایه سرگرمی باشد و انسان خود را با آن سرگرم كند. و در موسیقی لهوی، به آن نواها و آوازهایی گفته می شود كه مناسب مجالس خوش گذرانی و عیاشی است. لهو سه گونه است: 1- لهو به وسیله آلتی از آلات موسیقی محقق گردد و آواز انسان به هیچ عنوان در آن دخالت نداشته باشد. مانند تار زدن . و بدیهی است که غناء و موسیقی از مصادیق بارز «لهو» به شمار می روند. آیت الله تبریزی(ره) نوشته اند: «نواختن آلات مخصوصه كه مناسب با مجالس خوش گذرانی باشد و گوش دادن به آن، جایز نیست.» عرف یعنی اکثر و اغلب مردم گاهی دیده می شه که برخی می گن ما با فلان موسیقی نه گریه مون می گیره و نه رقصمون میاد....پس این موسیقی برای ما اشکالی نداره....نه اینطور نیست....اگه اکثر مردم از این موسیقی برای رقصیدن و یا گریه کردن استفاده کنند برای حرام بودنش کافیه.... اما حالا یه سوال دیگه هم پیش میاد که من با فلان موسیقی گریه م میگیره و یا میرقصم....اما در عرف اغلب مردم از این موسیقی برای این اوامر استفاده نمی کنند ...پس اینجا حکمش چی میشه؟ درانجا فقط این موسیقی برتو و هرکس که تغییر ایجاد می کنه حرامه و بس.... بنابراین منظور از موسیقی مطرب آن است كه هیجان انگیز و مخدر باشد و از نظر وجد و نشاط، حالتی غیرعادی در انسان به وجود آورد و باعث تحول غیراختیاری شود، به طوری كه او را از حالت اختیار و تعقل بیرون ببرد و به كارهای احساسی و غیرعاقلانه وادار سازد. منظور از موسیقی لهوی، آن نوع نوا و نواخت است كه معمولاً در مجالس خوش گذرانی و عیاشی اجرا می شود و عرف متشرع و دین دار آن را زشت و گناه تشخیص می دهد. قسم سوم هم که دقیقا مقابل این قسم است. و اما قسم دوم : مشکوک که ما و اهل تدین و عالمان دینی به مطرب بودن و یا غیر مطرب بودن موسیقی شک داریم که این نوع هم بنابر فتوای اکثر علما اشکال ندارد.... امیدوارم مفید فایده باشه ممنون از حوصلتون سلام دوستان اول از همه فرارسیدن ماه ربیع الاول رو به همتون تبریک میگم درثانی از همتون بخاطر این وقفه ای که در بروز رسانی وبلاگم افتاد عذر می خوام این سفری که برام پیش اومد اولین تجربه ی حضوری من در بین دانش آموز های دبیرستانی بود خیلی تجربه ی بزرگی بود برام توی این سفر فهمیدم که چقدر ما طلبه ها کم میذاریم برای ابلاغ دین.... این همه انسان تشنه هست و کسی نیست سیرابشون کنه.... بگذریم..... اگه بخوام براتون از این سفر بگم ....حرف زیاد دارم ......پس میرم سر اصل مطلب ان شاء الله زین پس زودتر بروز میشم سلام دوستان با عرض پوزش امتحانات از یک سو و سفر تبلیغی ای که در پیش دارم از سوی دیگر مانع بروز شدنم می شود فعلا از خدمتتون مرخص می شم و به مدت دو هفته احتمالا بروز نمی شوم باز هم پوزش اما سعی می کنم مختصرا پاسخ نظراتتون رو بدم از دهه ی آخر صفر بخوبی استفاده کنید.... نرگس: سلام ببخشید میخواستم بهم بگین بدونم مگه تو قرآن نیومده (لا اکراه فی الدین)؟ من: سلام اکثر ما ها گوشمون پره از این شبهه هایی که هرروز این و اون توی گوش ما می خونن.... ما هم چون به دین خودمون تسلط نداریم ....زود ذهنمون درگیر میشه و اگر برامون مهم باشه میریم سراغ جوابش اما اگه برامون مهم نباشه که دیگه واویلا .... اینجوری هرروز دین در نظرمون تیره و تار میشه و دیگه لذتی از دین دار بودنمون نمی بریم....چون صبح تا شب بهمون گفتن دین اینطور و اونطور و ما هم که جوابی براشون نداشتیم .... حرفشون رو قبول می کنیم... و کسی که بخواد شبهه بندازه قشنگ راهش رو بلده....چون معلم شک و شبهه خود شیطونه.... یه روز میگن کی گفته خدا گفته چادر تو قرآن اومده؟(که ما توی پست های قبلی جوابش رو دادیم روی سوال کلیک کن صفحه باز میشه) یا مثلا جالبه که میگن خدا توی قرآن گفته به نماز نزدیک هم نشید چه برسه بخونید؟ . . . ادامه دارد آتوسا: سلام و خدا قوت.... من: علیک سلام ممنون الحمدلله خوبم ... خیلی خوشحالم که انقدر نسبت به اعتقاداتت پایبندی.... اول از همه یه نکته: یه لیوان آب دستمه...براساس شواهد و قرائنی که هست احتمال میدم که مسموم باشه و اگه بخورم مسموم میشم و شاید.... من میگم ...ولش کن حالا که نمیدونم توش چیه؟...ایشالا که آبه ... بخورمش؟ اگه بخورمش حکم به بی عقلی من نمیکنی؟ اینجا هم حکمت همینجوره...و احتیاط شرط عقله....به نظر من اول احتیاط کن که یه وقت مسموم نشی....تا وقتی که کاملا برات ثابت بشه... پست موسیقی در قرآن رو خوندی؟ در دو آیه ای که گفته شد ...در ذیل آیات روایات معصومین علیهم السلام لفظ قول زور و اللغو به معنای موسیقی اومده....و خداوند در این دو آیه نهی موسیقی کردند.... از این صریح تر؟....خدا گفته بنده ی من....موسیقی نه!!! پس با دقت تر پست ها رو بخون و از اینکه هنوز برات ثابت شده نیست برامون بیان کن که ببینیم دقیقا با کجای مسئله مشکل داری؟ در ضمن... خیلی از سوالات ما در رساله ی توضیح المسائل و یا استفتائات مراجهی که ازشون تقلید می کنیم هست.... بد نیست یه سری هم به اونا بزنیم؟ یک سری از این سوال هارو هم براتون جمع آوری کردم تا راحت تر پاسخ مرجعتون رو درباره ی این سوالات بدونید؟!؟! (روی هر سوالی کلیک کنید صفحه باز میشه) مختصر و مفید درباره موسیقی (این متن رو از یکی از سایت ها کپی گرفتم که خوندنش ضرر نداره) حکم گوش دادن به موسیقی های صدا و سیما و وزارت ارشاد؟ نظر امام خمینی ره درباره موسیقی؟ گوش دادن به نوارها یی که وزارت ارشاد یا سازمان های دیگر مجاز اعلام می کنند؟ سوالاتی از استفتائات حضرت آیت الله خامنه ای "مد ظله العالی" ممنون از حوصلتون من باز هم منتظر سوالات و نظرات شما هستم بی تفاوت شدن به ناموس امام صادق عليهالسلام ميفرمايند: زماني كه در خانهي كسي چهل روز با وسايل موسيقي بنوازند و مردان و زنان در ان مجلس باطل گردهم آيند شيطان در اعضاي صاحبخانه ميدمد به طوري كه بعد از آن غيرت خود را از دست ميدهد آنچنان كه نسبت به رابطه نامشروع ديگران با همسرش بيتفاوت ميشود. شيطان تمام اعضاي بدن صاحبخانه را لمس ميكند به طوري كه چشم ، گوش ، زبان و ساير اعضايش در مسير و فرمان شيطان و گناه قرار ميگيرد. مرگ ناگهاني و قبول نشدن دعا امام صادق عليهالسلام ميفرمايند: خانهاي كه در آن غنا باشد از مرگ و مصيبت دردناك ايمن نيست و دعا در آن به اجابت نميرسد و فرشتگان وارد آن نميشوند. سبب نفاق امام صادق عليهالسلام ميفرمايند: نواختن موسيقي نفاق را در دل ميروياند همانطوري كه آب ، سبزه را ميروياند. رفتن بركت: رسول خدا صلياللهعليهوآلهوسلم فرمودند: فرشتگان به خانهاي كه شراب و وسايل موسيقي و قمار در آن باشد وارد نميشوند و دعاي اهل خانه مستجاب نميگردد و خير وبركت هم از آن جا ميرود. عامل فحشاء و گرايش به فساد پيامبر اكرم صلياللهعليهوآلهوسلم فرمودند: غنا(موسيقي) كاري است كه انسان را به زنا ميكشاند. غنا و آواز مطرب و لهوى، انسان را به سوى شهوت و فساد اخلاقى مىكشاند و از راه پرهيزكارى باز مىدارد. مجلس غنا و موسيقى، معمولاً مركز مفاسد گوناگون است. در حديثى از نبى اكرمصلى الله عليه وآله آمده است «غنا نردبان زنا است». از دست دادن حيا امام صادق عليهالسلام ميفرمايند:كسي كه در خانه اش چهل روز بربط ( نوعي تار ) نواخته شود خداوند متعال شيطاني را به نام قفندر بر او مسلط مي كند كه عضوي از اعضاي وي باقي نمي ماند مگر اينكه او را در برمي گيرد و هنگامي كه اينگونه شد حيا از او گرفته مي شود بگونه اي كه نسبت به آنچه به او گفته مي شود بي تفاوت مي گردد . حيا و ايمان با همديگر وابستهاند چون يكى از ميان برود، ديگرى هم از ميان مىرود. يا على! سه كار دل را سخت كند: گوش دادن به آواز و موسيقى، شكار، و به دربار سلاطين رفتن. خداوند متعال در سوره بقره آيه 74 مي فرمايد : قلوب افراد گناهکار مانند سنگ است يا سخت تر از سنگ . زيرا برخي از سنگها از ميانشان آب بيرون مي آيد يا از ترس خدا از بلندي ها فرو مي افتد .ولي قلوب افراد گناهکار به قدري سخت است که ديگر چيزي از پندها و موعظه هاي الهي در آن اثر نمي نمايد.
ادامه مطلب





ادامه مطلب













سلام دوستان ![]()
۱) تا بحال چند بار از این وبلاگ بازدید کرده اید ؟
۲) نظر کلی تان را در رابطه با وبلاگ بفرمایید ؟
۳) تا چه حد مطالب مفید فایده قرار گرفته است ؟ (مختصرا توضیح دهید)
۴) جذابیت موضوعات/مطالب/بیان/تاچه حد بوده است؟
۵) پست یا پست هایی که بیشتر به دلتان نشست کدامیک هستند؟
۶) یک موضوع انتخابی برای بحث در این وبلاگ مطرح کنید.
۷) شنوای انتقادات و پیشنهادات شما نیز هستیم

![]()
برچسبها: نظر سنجی وبلاگ


در آیه اول پر واضح است که منظور از قول الزور موسیقی و غنا نیست حداقل این کلمات در اینجا اصلا چنین معنایی نمیدهند.در مورد آیه دوم هم که کلا به اشتباه معنا شده و معنی درست این است((و آنانی که به ناحق شهادت ندهند و هر گاه به عمل لغوی بگذرندبزرگوارانه بر آن در گذرند)) اگر این قسمت از سوره را کامل بخونید میفهمید که اینجا سخن خدا در مورد توبه است و ربطی به موسیقی نداره و منظور از لغو کاریه که خطا باشه و خطا هم از هر لحاظی میتونه باشه
از نوشته هایی که ازتون خوندم فهمیدم سخت در اشتباهید شما موسیقی رو حروم میدونین و دو آیه از قرآن خدا هم آوردید که نیگاه کنید خدا هم گفته موسیقی حرامه
اول این که تو این دو آیه ای که آوردین اصلا حرفی از موسیقی نشده و خودتون یجوری اونو به موسیقی ربط دادین که بیچاره بنده هایی که علم و دانش کافی واسه فهم اونا ندارن به اشتباه حرفای نادرستتون رو به عنوان حرف خدا بهش نگاه میکنند و گمراه میشن و دیگه اینکه معصومین هم در تفسیر آیات گفتند:موسیقی و آواز در صورتی حرام است که تهییج کننده شهوات جنسی بوده یا طرب انگیز باشد و موجب سبکی و بی حرمتی انسان بشه
دوم:شما از وقتی که یک نطفه اید از همون اول اول ریتم قلب مادرتون رو میشنوید که یک موسیقی دو ضربی حساب میشه(تپ تپ/تپ تپ)خب پس اول زندگیتون با موسیقی شروع میشه
اینجا تو پرانتز دو نکته رو باید گوشزد بشم:
1.الانه خیلی ها بر اساس ریتم و ضربان قلب آدما موسیقی میسازند که واقعا آرامش میده به آدم
2.اصطلاح سنکوپ رو که حتما شنیدید؟وقتیه که فاصله زمانی همین تپ تپ ها غیر منظم بشه و ریتم موسیقی رو خراب کنه که باعث مرگ آدم میشه
و سوم که مهم تر از همه اینهاست:شما حتما اینو میدونی که آیه های قرآن به صورت شعر و نثرهایی در اوج فصاحت و بلاغت بیان شده وقتی این آیه هارو میخونی صوت ایجاد شده یک نوع موسیقی به حساب میاد مخصوصا اگه با تجوید خونده بشه پس حرف شما در مورد موسیقی اینو میگه که خوندن قرآن حرامه؟!!!!!آیا این درسته؟
بیایید از عشق صحبت کنیم.
- تمام عبادات ما عادت است،
به بی عادتی کاش عادت کنیم.
- چه اشکال دارد پس از هر نماز،
دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟
- به هنگام نیت برای نماز،
به آلاله ها قصد قربت کنیم.
- چه اشکال دارد که در هر قنوت،
دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟
- چه اشکال دارد در آیینه ها،
جمال خدا را زیارت کنیم؟
- مگر موج دریا ز دریا جداست؟
چرا بر یکی حکم کثرت کنیم؟
- پراکندگی حاصل کثرت است،
بیایید تمرین وحدت کنیم.
- وجود تو چون عین ماهیت است،
چرا باز بحث اصالت کنیم؟
- اگر عشق خود علت اصلی است،
چرا بحث معلول و علت کنیم؟
- بیا جیب احساس و اندیشه را،
پر از نقل مهر و محبت کنیم.
- پر از گلشن راز، از عقل سرخ،
پر از کیمیای سعادت کنیم.
- بیایید تا عین عین القضات،
میان دل و دین قضاوت کنیم.
- اگر سنت اوست نو آوری،
نگاهی هم از نو به سنت کنیم.
- مگو کهنه شد رسم عهد الست
، بیایید تجدید بیعت کنیم.
- برادر چه شد رسم اخوانیه؟
بیا یاد عهد اخوت کنیم.
- بگو قافیه سست یا نادرست،
همین بس که ما ساده صحبت کنیم.
- خدایا دلی آفتابی بده،
که از باغ گلها حمایت کنیم.
رعایت کن آن عاشقی را که گفت:
بیا عاشقی را رعایت کنیم

نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم
وحرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخندهای لاغر خود را
دردل ذخیره می کنم:
اما
در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند؟
شاید
امروزنیز روزمبادا
باشد!
وقتی تونیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
هرروز بی تو
روز مباداست!

یه سوال دیگه
چرا رقص تو اسلام حرامه؟
اشکال رقصیدن چیه من خودم تا روزی حداقل دوساعت نرقصم تمام روز کسل میشم
رقص همیشه من و شاد میکه و سرزنده
دست خودمم نیست وقتی یه آهنگ به گوشم میخوره هر چی که باشه به رقص تحریکم میکنه
حالا این کار من یعنی حرامه؟
در باره ی حرمت "رقص" ممکن است به دو گونه احادیث استناد گردد:
1. دسته ای از آنها به صورت عام، مربوط به نهی از هرگونه لهو و لعب و لغو است، که رقص هم از مصادیق آنها به شمار می رود، مانند حدیث امام صادق(ع) که فرمود: «زمانی که آدم (ع) از دنیا رفت، ابلیس و قابیل زبان به شماتت او گشودند و (در مرگ او شادمانی کرده) و به ساز و آواز پرداختند، پس هر کس که روی زمین به این گونه، لذت جوید به آن دو اقتدا کرده است».
و یا حدیثی که از امیر المؤمنین علی (ع) نقل شده است که فرمود: «عاقل نیست کسی که در پی لعب باشد و دائم با لهو و طرب خو د را مشغول سازد».
2. دسته ای از روایات که صریحا از رقص نهی کرده اند، مانند احادیثی که در زیر می آید:
از امام صادق (ع) نقل شده که پیامبر (ص) فرمود: «نهی می کنم شما را از رقص و مزمار و بربط و طبل».
از رسول خدا نیز نقل شده که نهی کرد از ضرب و رقص و هر گونه لهو و لعب، و از حاضر شدن در چنین مجالسی و استماع آن... .

آیت الله مكارم شیرازی در پاسخ این پرسش كه؛ برخی حالت طرب را تشبیه به حالت مستی كرده اند، چه دلیلی براین تشبیه وجود دارد؟ آیا چنین حالتی را تاكنون كسی دیده است؟ نوشته اند: از این كه بسیاری از انوع غنا مانند مواد مخدر عمل می كند، جای شك نیست؛ منتها در این جا تخدیر از طریق گوش حاصل می شود.»
2- عنوان لهو، به وسیله جریان صدای انسان با دمیدن در آلت خاصّی تحقق یابد، مانند نی زدن و امثال آنها.
3- آواز لهوی خالی از هر گونه آلت و وسیله ای باشد؛ یعنی صرفاً خواندن باشد بدون اینکه همراه با آلتی باشد.
پس هر صدایی که کیفیت آن لهوی بوده و عنوان لهو بر آن صدق نماید و از آهنگ های اهل فسق و معصیت شمرده شود حرام خواهد ...
در حقیقت لهو به چیزی گفته می شود که انسان را از یاد خدا غافل گرداند
وی همچنین در پاسخ این پرسش كه موسیقی لهوی چه نوع موسیقی ای است؟ نوشته اند: «موسیقی ای است كه مناسب مجالس خوش گذرانی است.
آیت الله مكارم شیرازی در پاسخ این پرسش كه مجالس لهو ولعب به چه نوع مجالسی گفته می شود؟ نوشته است: «منظور، مجالسی است كه برای عیاشی و هوسرانی و بی بند و باری تشكیل شده است و به تعبیر دیگر، به مجالسی گفته می شود كه در نزد عرف متشرعه و متدینین، مجلس گناه محسوب شود. موسیقی های مناسب این گونه مجالس، حرام است، هر چند در مجلس عادی نواخته شود و یا به صورت فردی باشد.» مراجع معظم تقلید نوعاً در این زمینه كه تشخیص موسیقی لهوی با كیست؟ نوشته اند: با عرف.
آیت الله تبریزی(ره) نوشته اند: «ملاك در تشخیص موسیقی لهوی، نظر عرف است:»
آیت الله مكارم شیرازی نوشته اند: «تشخیص آن با مراجعه به عرف عام، امكان پذیر است.

پس چرا وقتی دختر به سن تکلیف میرسه بلا فاصله بعد از 8سال آزادی حالا باید یه روسری سرش کنه چرا نمیذارن یکم بزرگتر بشه خودش حجاب رو انتخاب کنه؟
الان حجاب یه اجبار شده و از حالت انتخابی و باوری خارج شده!چرا؟
ادامه مطلب
مریض بودید خوب شدید؟؟؟
ممنون به خاطر لطف و زحماتتون....
راجع به قضیه پدر که گفتین من قبول دارم حرفتونو و اینکه خدا خیلی خیلی بالاتره و من به خیلی چیزایی که گفته اعتقاد دارم با اینکه تمام اطرافیانم انجام میدن اما من تمام تلاشمو واسه انجام ندادنش میکنم....ولی مشکل اینجاست من اصلا بهم ثابت نشده که خدا گفته موسیقی نه که حالا این وسط بخوام انتخاب کنم آره یا نه....!
و راجع به این احادیث که گفتین من طبق معمول خودم فک میکنم نوع خاص موسیقی رو بیان میکنه....
و همونطور که در پاسخ به یکی از دوستان گفتین اگه یه موسیقی ای بود که نه رو ما تاثیر میذاشت نه عرف جامعه برای مراسم عروسی و ... بود حکمش چیه؟؟؟؟؟؟
در خصوص اهميت حيا نيز خوب است بدانيدپيامبر اكرم صلياللهعليهوآلهوسلم فرمودند:
قساوت قلب
رسول خدا صلی الله عليه و آله به حضرت علي عليه السلام مي باشد كه فرموده اند :
| Design By : Night Skin |



